تبلیغات
شُبیر علیه السلام - مطالب ابر چتر محبت و آرامش

هر چه نیرو داشت در گلو جمع کرد، فریاد زد، نعره کشید، ناسزا گفت و دشنام داد، ولی او ساکت ایستاده بود و گوش می‏کرد. منتظر شد تا چهره‏ ی مرد زیر آوار سخنان زشتش مدفون شود. مرد کلافه شده بود، فکر می‏کرد با آن سخنان از کوره در می‏رود و خشم می‏گیرد، ولی هرچه صبر کرد جز سکوت عکس ‏العملی ندید.

با عصبانیت و در حالی که هنوز فحش می‏داد به سمت خانه‏ اش حرکت کرد. وقتی دور شد امام رو کرد به حاضرانی که مات و مبهوت از این صحنه در کنارش نشسته بودند و گفت: آنچه او گفت شنیدند؟ دوست دارم همه‏ ی شما همراه من به خانه‏ ی او بیایید و پاسخ مرا بشنوید. حاضران با خوشحالی گفتند: باشد، برویم، ولی چرا هرچه گفت شما سکوت کردید، کاش همین جا جسارت او را تلافی می‏کردید، یا دست کم اجازه می‏دادید که او را ادب کنیم. 

امام برخاست. آن عده نیز دنبال او به راه افتادند. در راه با هم پچ ‏پچ می ‏کردند که امام به او چگونه پاسخ خواهد داد، آیا فحش‏ هایش را به خود او برمی‏ گرداند، یا کتکش می‏زند؛ اما وقتی شنیدند امام آیه‏ ی (والکاظمین الغیظ والعافین عن الناس والله یحب المحسنین) [1] را می‏خواند و تکرار می‏ کند از خود خجالت کشیدند و شرمنده شدند، فهمیدند که پاسخ امام به گونه‏ ی دیگری است و آنان در اشتباهند.

پس از کمی راه رفتن به خانه‏ ی آن مرد رسیدند. امام کناری ایستاد و گفت بگویید علی بن حسین آمده است. مرد صدای امام را از خانه شنید و به همسرش گفت: نگفتم؟! تازه پی برده که چه شنیده است، حتماً ازاینکه پیش آن همه جمعیت توهین و دشنام شنیده و آبرویش رفته، عصبانی شده و برای تلافی آمده است.

در را باز کرد و در حالی که در آستانه‏ی در ایستاده بود، دست به کمر زد و گفت: ها، چه شده؟

امام با نگاهی گرم‏تر از آفتاب و کلامی نرم‏تر از لالایی مادران فرمود: آمده ‏ام درباره‏ ی آن حرف‏هایی که زدی با تو صحبت کنم.

- بگو، می ‏شنوم.

- ببین برادرم، اگر تو راست گفته باشی خدا مرا عفو کند، و اگر دروغ گفته ‏ای خدا تو را بیامرزد.

گویی آسمان را بر سرش کوبیدند، اصلاً نمی‏توانست آنچه را که می‏ بیند باور کند، برایش قابل درک نبود، امام سجاد علیه ‏السلام به او «بردار» گفته بود و بعد از آن همه فحش و ناسزا از خدا برایش طلب آمرزش می‏کرد. رنگش از خجالت سرخ شد، از زنده بودن خود احساس شرم می‏کرد، آرزو کرد کاش زمین دهان باز می‏کرد و او را می ‏بلعید.

جوانه‏ های عشق و انسانیت از دلش سر برآورد و وجدان خفته‏ اش بیدار شد، سرش را از خجالت به زیر افکند و یک قدم جلو رفت، میان دو ابروی امام را بوسید و در حالی که می‏ گریست گفت: ای امام بزرگوار، آنچه درباره ‏ی تو گفتم از آن پاک و منزهی و من سزاوارترم، مرا ببخش.

آنگاه در زیر چتر محبت و آرامش امام سجاد علیه‏ السلام پناه گرفت. [2] .

 
پی نوشتها:
1- و فرو خورندگان خشم و عفوکنندگان مردم هستند و خداوند نیکوکاران را دوست دارد « آل عمران (3) آیه ی 134».

2- مناقب ج4،ص157.



طبقه بندی: مناسبتها، 
برچسب ها: امام سجاد(ع)، والکاظمین الغیظ، چتر محبت و آرامش،
نوشته شده در تاریخ جمعه 8 آذر 1392 توسط عبرات