مقاتل
معرفی کتاب

«آینه در کربلاست» اثر دکتر محمدرضا سنگری تنها با گذشت یک سال از انتشار به چاپ هفتم رسیده است؛ این اثر روایتی کامل از واقعه عاشوراست.آینه در کربلاست از دقیقترین و جزئی پردازانه‌ترین تاریخ نوشته های عاشورا است که نویسنده در آن با استفاده از منابع دست اول و مورد وثوق علمای تاریخ شیعه، تحلیل جامعی از حادثه کربلا ارائه می‌دهد.

نظرسنجی
به نظر شما عوامل قیام امام حسین(ع) کدام موارد زیر است؟








جشنواره
  • حسین(علیه السلام) گوهر جاودانه ادیان

    رود خونی كه از شهیدان كربلا بر صحرای طف جاری شد، فرات حقیقتی گشت كه جرعه نوشان عزت و آزادگی را ازهر مذهب و مسلك و هر دین و آیین به قدر تشنگی سیراب كرد....

    ادامه مطلب ...
  • عشق به سیدالشهدا

    ستمگران و حكام ‏جور و پیروان باطل، وقتى با یك فكر و ایمان و گرایش معنوى ‏نتوانند مبارزه و مقابله كنند، به مظاهر و نمودها و سمبل هاى آن تفكر و باور حمله مى‏ كنند....

    ادامه مطلب ...
  • ارتباط امام مهدى(ع) با امام حسین(ع)

    از زمان خلقت آدم ابوالبشر تاكنون همواره دو جریان حقّ و باطل به موازات هم پیش‏رفته و كره خاك هیچ‏گاه از مصاف این دو جریان خالى نبوده است. پیروان هر یك از حق‏ مداران گذشته، همواره بسترسازان حق‏گرایان آینده...

    ادامه مطلب ...
  • سرّ عدد چهل

    اعداد نه تنها در زندگی مادی که در زندگی معنوی ما نیز حائز اهمیت فراوانند ، تعدا رکعات نماز ، تعداد تسبیحات اربعه ، تعداد تسبیحات حضرت فاطمه (س) و امثال اینها نشان می دهند که زندگی معنوی جدا از اعداد نیست ...

    ادامه مطلب ...
چهارشنبه 27 آذر 1398 :: نویسنده : عبرات
اگر زائر امام حسین علیه السلام می دانست به واسطه این زیارت که چقدر شادی و سرور بر رسول خدا (ص) و بر امیرالمؤمنین علیه السلام و بر حضرت فاطمه علیهاالسلام و به شهدا از ما اهل بیت وارد می آید و اگر می دانست آنچه از دعای ایشان به واسطه زیارتش، هنگامی که برمی گردد و آنچه را که از ثواب در همین دنیا و در آخرت خواهد داشت و آنچه را که برای او پیش خداوند ذخیره شده است، هر آینه دوست می داشت که آنجا (کربلا) خانه اش می بود. همانا زائر امام حسین علیه السلام از این مسافرت برمی گردد و گام بر چیزی نمی گذارد؛ مگر اینکه برای او دعا می کند و هنگامی که خورشید بر او می تابد، گناهانش را از بین می برد، همانطور که آتش هیزم را از می سوزاند و خورشید چیزی از گناهان او باقی نمی گذارد. پس برمی گردد در حالی که هیچ گناهی بر او نیست و برای او درجاتی رفیع خواهد شد که کسی که در خون خود در راه خدا غوطه ور است بدان نمی رسد.

سوال

آیا می شود امام حسین علیه السلام را دوست داشت، اما مشتاق زیارتش نبود؟

پاسخ

علاقه به امام حسین در کنار علاقه به زیارت امام حسین (ع) ذکر شده است و نمی شود کسی به امام حسین (ع) علاقه مند باشد، اما مشتاق زیارتش نباشد. زیارت و عزاداری برای خاندان عصمت (ع) از جمله مصادیق تعظیم شعائر است. برای هرکدام از معصومین زیارتنامه ای از جانب یک امام معصوم ذکر شده است که نشان از اهمیت جایگاه زیارت دارد. اما در بین روایات، بیشترین تأکید بر زیارت امام حسین (ع) است. امام معصوم نمی تواند در صحبت هایش اغراق کند و تک تک کلماتی که می گوید حجت به حساب می آید. امام باقر (ع) فرمودند: أما لو کان قریبا منّا لاتّخذناه هجرة. اگر قبر آن حضرت نزدیک ما بود به سوی آن هجرت می کردیم.[1]

کم توجهی به زیارت امام حسین (ع) و عتاب شدید اهل بیت (ع)

اهل بیت (ع) کسانی را هم که نسبت به زیارت امام حسین (ع) کم توجه بودند به شدت عتاب می کردند. علی بن میمون صائغ از امام صادق (ع) نقل کرد که آن حضرت فرمود: یا علیّ بلغنی أنّ قوماً من شیعتنا یمرّ بأحدهم السنة و السنتان لا یزورون الحسین. قلت: جعلت فداک انّی أعرف اُناساً کثیرة بهذه الصفة، قال: أما والله لحظّهم أخطأوا و عن ثواب الله زاغوا و عن جوار محمد (ص) تباعدوا. ای علی! به من خبر رسیده که قومی از شیعه ما یک سال و دو سال بر یکی از آنها می گذرد و حسین (ع) را زیارت نمی کنند! عرض کردم: جانم به قربانت! من مردم بسیاری را با این صفت می شناسم. فرمود: آگاه باش به خدا سوگند! به خیر و سعادت نرسیدند و از ثواب خداوند تعالی منحرف و از مجاورت محمد (ص) دور شدند.[2] بین غنی و مستضعف هم فرقی قائل نشدند و در حدیث دیگری فرمودند: حق علی الغنی أن یأتی قبر الحسین (ع) فی السنة مرّتین، و حقٌ علی الفقیر أن یأتیه فی السنة مرّه. بر ثروتمند لازم است که سالی دوبار به زیارت قبر حسین (ع) برود و بر فقیر لازم است که سالی یک بار به زیارت قبر آن حضرت برود.[3]

مشتاق زیارت

خیرخواهی خدا راجع به بنده اش در علاقه به امام حسین (ع) است و علاقه به امام حسین در کنار علاقه به زیارت امام حسین (ع) ذکر شده است و نمی شود کسی به امام حسین (ع) علاقه مند باشد، اما مشتاق زیارتش نباشد. امام صادق (ع) در این باره می فرمایند: قال مَن أرادَ به الخیر قَذَفَ فی قلبهِ حُبُّ الحسینِ علیه اسلام و حُّبُ زیارتهِ وَ مَن أرادَ الله بِهِ السّوءَ قَذَفَ فی قلبهِ بُغضَ الحسینِ علیه السلام و بُغضُ زیارته. هرکس که خداوند خیرش را بخواهد، حب امام حسین علیه السلام و حب زیارتش را در قلب او می اندازد و هر که را خداوند بدیش را بخواهد، بغض نسبت به امام حسین علیه السلام و بغض زیارت آن حضرت را در قلب او می اندازد.[4]


ادامه مطلب...

نوع مطلب : مناسبتها
برچسب ها : زیارت امام حسین علیه ‌السلام، کربلا، شوق بهشت،
زیارت اربعین سهم تعیین کننده ای دارد در تهذیب و تزکیه و اصلاح ما که اگر ـ خدای ناکرده ـ کسی آن غرور و خودخواهی خود و مَنیت خود را مهار نکند ممکن است که به این گرفتاری ها و این گناهان بزرگ نابخشودنی مبتلا بشود زیارت اربعین از این جهت خوب است و از طرفی هم خود اربعین گیری از فضایلی است که از بعد از جریان موسای کلیم ظهور پیدا کرده البته قبل از آن را هم نمی توان انکار کرد اینکه در روایات ما دارد «مَن أخلص لله أربعین صباحا» برای آ ن است که امّت اسلامی عالمان دینشان وارثان انبیایند .

اربعین یک زیارت خاص دارد زیارت متعلق کسی است که رسیدن به حضور او شایسته و مغتنم باشد اوّلین زیارتی که برای انسان شایسته است و ثواب دارد همان زیارت خداست مرحوم شیخ صدوق (رضوان الله علیه) در کتاب شریف توحید نقل می کند که امام(علیه السلام) فرمود معنای «قد قامت الصلاة» که نمازگزار در هنگام اقامه می گویند؛ یعنی «حان وقت الزیارة»[1] بنده آماده می شود که به حضور خدای سبحان برسد زیارت خدا همان نماز است وقتی انسان به حضور مَزور رفت و با او دارد سخن می گوید می شود زیارت وقتی از زیارت فارغ شد سلام تودیع دارد این «السلام»هایی که در پایان نماز می آیند علامت تودیع است در عرب رسم است موقع خداحافظی می گویند سلام، اگر کسی وارد محضر مَزور شد حواسش نزد مزور و زیارت است و به بیگانه توجّه ندارد وقتی خارج شد سلام تودیع دارد در نماز هم همین طور است اگر کسی در نماز است با خدای خود سخن می گوید؛ این زیارتِ بالأصل است.

زیارت عام یا زیارت خاص اولیای الهی

کسانی که جانشینان خدایند اولیای الهی اند یعنی انبیا (علیهم السلام) ائمه (علیهم السلام) و سایر اولیای الهی زیارت عام یا زیارت خاص دارند که رسیدن به حضور آنها مغتنم است زیرا فرشتگان با آنهایند اگر خدای سبحان برای اولیا مقامی مشخص کرد یکی از برجسته ترین مقام ها آن است که اولیای الهی با فرشته اند ﴿الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیهِمُ الْمَلاَئِکةُ﴾ این نزول فرشته ها زمان و زمین خاص ندارد اگر کسی به حضور ولیی از اولیای الهی رسید از رهاورد آن فرشته ها هم بهره ای می برند این طور نیست که فرشته ها فقط رحمت را بر آن ولی خدا نازل کنند بلکه بر همراهان آنها هم به برکت آنها نازل کنند لذا انسان مادامی که در حضور امام است یا در حرم امام است در حرم ولیی از اولیای الهی است از برکت خاص برخوردار است ﴿الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیهِمُ الْمَلاَئِکةُ أَلاَّ تَخَافُوا وَلاَ تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِی کنتُمْ تُوعَدُونَ﴾.[2]



ویژگی زیارت اربعین

زیارت اربعین که یک ویژگی دارد طبق دستورهایی که از بعضی از ائمه به ما رسیده است برای آن است که بعد از چهل روز زائر مخصوصی به پیشگاه سالار شهیدان بار یافت و زیارتی کرد و برای اربعین سالار شهیدان صفوان از وجود مبارک امام صادق(سلام الله علیه) زیارت خاص نقل می کند که فرمود وقتی روز اربعین رسید شما هنگامی که آفتاب برآمد زیارت اربعین را بخوانید بعد نماز زیارت را و سپس خواسته های خود را با خدا در میان بگذارید.[3] بارها به عرضتان رسید که وجود مبارک سالار شهیدان (سلام الله علیه) از همان اول قصد عمره مفرده داشت نه اینکه قصد حجّ تمتّع کرده باشد بعد حج را به عمره تبدیل کرده باشد آنچه در مقتل ها آمده در تاریخ ها آمده ریشه فقهی ندارد آنچه در احادیث فقهی ما ائمه(علیهم السلام) فرمودند این است که وجود مبارک سالار شهیدان از همان اول قصد عمره مفرده کرد[4] می دانست که نباید حج انجام بدهد و می دانست که باید روز تَرویه از مکه خارج بشود چون از همان اول قصد عمره مفرده کرد دیگر جا برای تبدیل نبود روز ترویه یعنی هشتم ذیحجّه خیلی ها عازم عرفات بودند وجود مبارک سالار شهیدان قبل از اینکه این جمعیت متفرّق بشوند یک سخنرانی رسمی کرد. سخنرانی ها مثل آیات قرآن کریم مختلف است بخشی از سخنرانی های ائمه مثل آیات قرآن کریم محلّی و ملّی است بخشی منطقه ای است بخشی بین المللی، آیات قرآن کریم همین سه قسم را در بردارد بخشی با ﴿یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا﴾[5]آمده و با مؤمنین اهل اسلام کار دارد بخشی با ﴿یا أَهْلَ الْکتَابِ﴾ آمده و با موحّدان عالَم اعم از مسلمان و کلیمی و مسیحی کار دارد که ﴿تَعَالَوْا إِلَی کلِمَةٍ سَوَاءٍ بَینَنَا وَبَینَکمْ﴾[6]بخشی هم با مردم کار دارد چه مسلمان چه کلیمی چه مسیحی چه زرتشت چه صابئی چه مشرک چه ملحد (با مردم کار دارد) که فرمود: ﴿قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً﴾[7] یا ﴿لاَ تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْیاءَهُمْ﴾[8]یعنی به هیچ کس دروغ نگویید در خرید و فروش سرِ هیچ کس کلاه نگذارید گران فروشی نکنید، کم فروشی نکنید، بدفروشی نکنید، بدقولی نکنید نسبت به جهانیان خواه مسلمان خواه مشرک خواه ملحد، اگر کسی خواست کاری برای آنها انجام بدهد کم نگذارد. نه از شیء، مفهومی عام تر داریم مخصوصاً که جمع بسته شود، بشود اشیا نه از ناس مفهومی جامع تر داریم فرمود: ﴿لاَ تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْیاءَهُمْ﴾ این بخش بین المللی است چون قرآن آمده برای جهان نه اینکه فقط برای مسلمان ها، می داند که بسیاری اسلام را قبول نمی کنند اما بالأخره مسلمان ها با غیر مسلمان ها باید زندگی بکنند یا نکنند؟ یک زندگی مشترک باید داشته باشند آن زندگی مشترک را هم قرآن پیش بینی کرده است.


ادامه مطلب...

نوع مطلب : مناسبتها
برچسب ها : زیارت اربعین امام حسین(ع)، امام حسین علیه‌السلام، کربلا، تهذیب اخلاقی،
یکشنبه 28 بهمن 1397 :: نویسنده : عبرات
غریبانه می روی؛ می روی تا خاک، غم رفتنت را به دوش بکشد. دنیایی درد را با خود می بری. تو مادر پسرانی که در کمتر از یک روز، پرنده شدند. دامانت، خوابگاه روزهای تنهایی زینب بود. دست هایت، بوی حسنین را می دهد. تو آغاز عاشقانه ترین روزهای مادرانه بوده ای. خاک مرقدت، قدمگاه عاشقان شده است. کبوترها خاکت را برای شفا می برند.

غیر از تو، کدام زنی را می توانم سراغ بگیرم که زیر بار این همه داغ، آنی زانویش نلرزیده باشد؟! اشک روزهای تنهایی ات بیش از آنکه بوی باب الحوایج بدهد، بوی لب های تشنه حسین علیه السلام را می دهد؛ بوی بی قراری اسارت زینب، بوی دست های بریده قمر بنی هاشم. تو مادر زیباترین ماه شب چهاردهم دنیایی! چهار پسرت را قربانی کرده اند و تو شادمانی که سربلند از امتحان بیرون آمده ای. اسماعیل هایت را به قربانگاه فرستادی و کوچه را با اشک هایت پشت سرشان آب پاشی کردی و آه هایت بدرقه راهشان شد. دلشوره بازگشت کاروان سفر رفته،تابت کرده بود. عشق در ثانیه های بی قراری ات تپید و گل های معطر، عطر نفس های تو را شکوفه زدند. تمام غنچه ها نام تو را با شبنم بر گلبرگ هایشان نوشتند.


نمی دانم خدا تو را کی و کجا آفرید؛ ولی می دانم به بهشت نزدیک تر از فرشته هایی. نمی دانم خدا تو را در باغ های ازل آفرید یا روزهای اردیبهشتی بهشت؟

لبخند تو لبریز شادی شدند و نارنج ها، شبیه آفتاب درخشیدند. دست ها بوی دوستی گرفتند و خانه ها اندوه را فراموش کردند. وقتی قدم به خانه کوچک علی گذاشتی، زندگی یک بار دیگر لبخند زد و عشق، با مهربانی هم قدم شد و بهار، خزان باغچه را به دست بادهای رهگذر سپرد.

ماهی ها، دریا را برای ابرها سوغات بردند تا یاد صبوری تو را بر دشت های تشنه لب بگریند.

نام بلند تو را تمام درخت ها می دانند. تمام آب ها از شرم تو سال های سال لب تشنه گریسته اند.

اندوه تو را آینه آب ها کردند تا یادت در لحظه لحظه دریاها موج بزند. صدای رفتنت را تمام باران ها گریه کردند و ماهی ها مرثیه خواندند و گل های سرخ، از اندوه رفتنت پرپر شدند و درخت ها از خواب پریدند.

پرستوها، دوازده بند محتشم را به رفتنت گره زدند و بادها با نوای «عمان سامانی» هق هق کردند و تو با دنیا، آرام خداحافظی کردی؛ با اندوه خداحافظی کردی، با روزهای دوری و دلتنگی خداحافظی کردی و در ناگهانی از اتفاق، به شهیدانت سلام گفتی، به عزیزان دور از دستت سلام دادی، به خدا سلام دادی.

تمام آینه ها با تو خداحافظی کردند؛ با لبخندهایت که زیبایی های بی پایان بودند، خداحافظی کردی.

خداحافظ ای مادر زخم های بزرگ!

خداحافظ ای مادر کربلا! خداحافظ ای مادر کاروان اسیر! خداحافظ ای....!


عباس محمدی
منبع : مجله اشارات مرداد 1385، شماره 87.




نوع مطلب : مناسبتها
برچسب ها : ام البنین(س)، وفات، قمر بنی هاشم، کربلا، حسین علیه السلام، مادر کربلا،
شنبه 14 مهر 1397 :: نویسنده : عبرات
عبدالله تازه ازدواج کرده بود که همراه همسرش به کربلا آمد. او و همسرش در کربلا شهید شدند.

مسلم بن عوسجه
مسلم از یارانی بود که همراه خانواده اش به کربلا آمد تا به امام حسین (ع) کمک کند.

طِرماح بن عدی
طِرماح و پسرعمویش، در راه کربلا با امام روبه رو شدند. امام از آن ها خواست که همراه او باشند و در برابر باطل بایستند. آن ها پذیرفتند و از امام حسین (ع) اجازه خواستند که با خانواده شان خداحافظی و برای آن ها آزوقه ای تهیه کنند، سپس راهی کربلا شوند. آن ها پس از شهادت امام به کربلا رسیدند.

زهیر بن قین
زهیر برای آن که با خاطری آسوده، همراه امام باشد، همسرش را طلاق داد و عشق به دنیا را در دلش کشت.

کوفیان
وقتی ابن زیاد تهدید کرد که یاران مسلم بن عقیل را خواهد کشت، همسران یاران مسلم، از شوهران خود خواستند که مسلم را تنها بگذارند و خانواده شان را رها نکنند تا آسیبی به آن ها نرسد.

عمر بن سعد
شب تاسوعا، امام در دیداری خصوصی به عمر بن سعد پیشنهاد کرد، به سپاه حق بپیوندد و اگر نمی خواهد با سپاه حق باشد، دست کم با سپاه حق نجنگد. عمر بن سعد بهانه آورد که اگر این پیشنهاد را بپذیرم، ابن زیاد خانه ام را ویران می کند و باغ هایم را از من می گیرد. امام در پاسخ به این بهانه گفت: «خانه و باغ های من در حجاز، برای تو.» عمر بن سعد نپذیرفت و امام را به خاطر این بخشش، مسخره کرد.

توابین
توابین کسانی هستند که امام را می شناختند و در کربلا به امام کمک نکردند و بعدها پشیمان شدند و با بنی امیه جنگیدند. آن ها پس از آن که دریافتند به امام بد کردند، اعتراف کردند: «امام، شب و روز از ما برای حفظ دین خدا، کمک می خواست، ولی ما ترسیدیم و به او کمک نکردیم.»

بیش تر یاران کوفی امام، از خانه و خانواده شان بریدند و به امام پیوستند و در کربلا، مقابل دشمن خدا ایستادند.

خانواده شهیدان کربلا، پس از کربلا، به دلیل سخن رانی های حضرت زینب (س) و امام سجاد (ع) جزو عزیزترین و محبوب ترین افراد جامعه بودند.

عاقبت دشمنان امام حسین (ع)

ـ دیدن خواب های آشفته

ـ دچار شدن به بیماری های درمان ناپذیر

ـ فروپاشی خانواده ها

منبع : مجله انتظار نوجوان بهمن 1385، شماره 20.




نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : کربلا، عمر بن سعد امام، همسر، زهیر بن قین،
شنبه 21 بهمن 1396 :: نویسنده : عبرات
سلیمان أعمش گوید که: در کوفه منزل داشتم و مرا در آنجا همسایه ای بود که طریق اهل بیت نداشت؛ من بعضی از اوقات با او می نشستم و مذاکره می نمودم. در شب جمعه ای به او گفتم: تو چه می گوئی در زیارت حسین علیه السّلام؟ گفت: بدعت است و هر بدعت ضلالت است. و هر ضلالت در آتش است من با نهایت خشم از نزد او برخاستم و به منزل آمدم، و با خود گفتم: چون سحر شود به نزد او می روم و از فضایل مولا أمیرالمؤمنین آنقدر برای او نقل می کنم که از شدّت حزن و غصّه چشمانش گرم شود. سحر به منزل او رفتم و در زدم، صدا از پشت در آمد که در منزل نیست و به زیارت حسین به کربلا رفته است. تعجّب نمودم و به شتاب به سمت کربلا حرکت کردم. آن شیخ را دیدم که سر به سجده گذارده، و از رکوع و سجود خستگی نداشت. بدو گفتم: تو می گفتی که زیارت حسین بدعت است و هر بدعت ضلالت و هر ضلالت در آتش است! چه شد که خود به زیارت آمدی؟!

گفت: ای مرد! مرا ملامت مکن که من از حقّانیت اهل بیت خبری نداشتم. دوش که به خواب رفتم مردی را در خواب دیدم که نه بلند بود نه کوتاه، و از نهایت حسن و بهاء نمی توانم توصیف کنم. او راه می رفت و اطراف او را هاله وار جماعتی احاطه کرده بودند. و جلوی این جماعت مردی بر اسبی سوار بود که دم اسب او چند بافت داشت، و این مرد تاجی بر سرش بود که چهار گوشه داشت، و بر هر گوشه جواهری رخشان بود که در ظلمات شب هر کدام مسافت سه روز راه را روشن می کرد. پرسیدم: آن مرد که دور او را گرفته اند کیست؟ گفتند: محمّد بن عبدالله خاتم النبیین است.


ادامه مطلب...

نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : زیارت ائمه (ع)، حکایت، زائر أباعبدالله علیه السّلام، آسمان، کربلا،
چهارشنبه 11 بهمن 1396 :: نویسنده : عبرات
در زمان امام حسین علیه السلام که یکی از تلخ ترین دوران امامت اهل بیت علیهم السلام بود، تنها گروه اندکی آن حضرت را یاری کردند. از میان یاران آن حضرت، فرزندان امام مجتبی علیه السلام نیز حضور داشتند که ذیلا به معرفی آن عزیزان می پردازیم:

فرزندان امام مجتبی علیه السلام که در کربلا حضور داشتند چهار نفر بودند: قاسم، ابوبکر، عبدالله، حسن بن حسن معروف به حسن مثنی.

1- قاسم بن الحسن
مادر قاسم بن الحسن «رمله» نام داشت، وی نوجوانی بود که هنوز به حدّ بلوغ نرسیده بود، هنگامی که برای اجازه رفتن به میدان خدمت امام حسین علیه السلام رسید، امام او را در آغوش گرفت و هر دو آنچنان گریستند که از حال رفتند. [1]

2- ابوبکر بن الحسن
او با قاسم از یک پدر و مادر بودند، مرحوم محدث قمی نوشته است: امام باقر علیه السلام فرمود: ابوبکرالحسن را مردی به نام «عقبة الغنوی» به شهادت رساند، و ابوالفرج شهادت او را قبل از شهادت قاسم نقل کرده است؛ امّا عبدی، جزری و شیخ مفید شهادت این نوجوان را بعد از شهادت حضرت قاسم نقل کرده اند. [2]

3- حسن بن حسن
چهارمین فرزند امام مجتبی علیه السلام که در حادثه کربلا حضور داشت «حسن بن حسن» معروف به حسن مثنی است، وی در روز عاشورا به میدان رفت و جنگ نمایانی کرد و سر انجام روی زمین افتاد؛ هنگامی که سپاه دشمن برای جدا کردن سرها آمدند، دیدند او هنوز زنده است و رمقی در بدن دارد، زنی به نام «اسماء» که از خویشاوندان مادری او بود وساطت کرد و او را با خود به کوفه برد و مداوا نمود تا بهبود یافت و بعد به مدینه رفت. [3]

4- عبدالله بن الحسن
عبدالله بن الحسن نیز فرزند دیگر امام مجتبی علیه السلام است که در کربلا به شهادت رسید، وی در روز عاشورا هنگامی که کوفیان امام علیه السلام را محاصره کرده بودند، خود را به امام رساند و زینب علیها السلام خواست مانع او شود؛ امّا او فریاد می زد: «به خدا قسم! از عمویم جدا نمی شوم» در این هنگام «بحربن کعب» (و برخی گفته اند: حرملة بن کاهل به امام علیه السلام حمله کرد، عبدالله به او فریاد زد: آیا می خواهی عمویم را بکشی؟

او شمشیرش را به طرف امام فرود آورد، که عبدالله دست خود را سپر کرد و دستش قطع شد. امام علیه السلام وی را در آغوش گرفت و فرمود: ای پسر برادرم! صبور باش تا به پدران خود ملحق شوی. در این هنگام حرمله تیری به او زد و او در حالی که در دامان عمو قرار داشت به شهادت رسید. [4]

پی نوشت ها:
[1] ابصارالعین، ص 36.
[2] نفس‏المهموم، ص 325.
[3] حیاة الحسین ج 3 ص 652.
[4] لهوف ص 15.
 منبع : ظهیری، علی اصغر؛ بر کرانه عصمت، نقش سیره اهل بیت «علیهم السلام» در جامعه امروز، ص: 182.




نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : فرزندان امام حسن مجتبی، کربلا، قاسم بن الحسن، حسن مثنی، عبدالله بن حسن،
همان گونه که برای ادامه زندگی تکرار نفس کشیدن، ضروری است، و اگر متوقّف شود موجب مرگ است.نام حسین علیه السّلام و ماجرای شهادت او همانند نفس کشیدن، برای حفظ حیات اسلام ناب، همواره باید تکرار شود، و اگر در این باره هزاران کتاب نوشته گردد باز اندک است.حسین علیه السّلام و ماجرای کربلای او دریایی است که به اقیانوس ابدیت پیوسته است، آن گونه که هرگز خشکی به آن راه ندارد، باید امواج حیات، همواره از این دریا، باران رحمت بگیرد، و آن باران بر صفحه روح و جان انسانها ببارد، و در نتیجه مزرعه دلها با نشاط و خرّم شده و به ثمر نشینند. اگر این باران متوقّف شود مزرعه دل می خشکد، و همچون بیابانی خشک، بدون هر گونه تحوّل و رشد و نشاط خواهد شد.

البته باید حسین شناسی در کنار اسلام شناسی و شرایط دیگر در دلها فراهم شود تا باران دریای وجود حسین علیه السّلام در باغستان دل، لاله رویاند، و گر نه از شوره زار جز خار و خس، چیز دیگری نمی روید.امام حسین علیه السّلام به جهان آمده تا همیشه بماند و چرخهای جریان طاغوت زدایی را همواره در همه جا به حرکت درآورد.او با نهضت خونینش آمده تا انوار اسلام ناب پیامبر صلی اللَّه علیه و آله و سلم و علی علیه السّلام را در دلها روشن کند، و روشن نگه دارد. حادثه غمبار کربلای او مخصوص سرزمین کربلا و ماه محرم سال 61 هجری نیست، بلکه مربوط به همه قرنها، سالها، ماهها، روز و شب ها، ساعتها، دقیقه ها، بلکه لحظه ها است. و در سراسر زمین از عصر آدم علیه السّلام تا آخر دنیا حکومت دارد، چرا که در بینش اسلام ناب، «کلّ ارض کربلا، و کلّ یوم عاشورا، هر زمینی کربلا و هر روزی عاشورا است».

از این رو امام سجّاد علیه السّلام و امامان دیگر علیهم السّلام همواره خاطره عاشورا- حتّی جزئیات آن را- تجدید می کردند، و ابراز احساسات در رابطه با مصائب جانسوز کربلا را، از عالیترین عبادات و ارزشها می دانستند.

منبع :  غم نامه کربلا، ص: 12.




نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : ثارالله، عبادت، ارززشها، کربلا، ابدیت،
جمعه 8 دی 1396 :: نویسنده : عبرات
زینب کبری می پرسد: پدر، نام و کنیه برادرم چیست؟ حضرت امیر علیه السلام می فرماید: نامش عباس، کنیه اش ابوالفضل، والقابش بسیار است: ماه بنی هاشم و سقا و . . .

زینب: پدر در نام «عباس » نشانی از شجاعت و جوانمردی و در کنیه ابوالفضل، نشانی از شهامت و تفضل و در لقب «ماه بنی هاشم » نشانی از جمال و زیبایی است; ولی لقب «سقا» چرا؟ مگر شغل برادرم آب آوردن است!

پدر: نه دخترم، کار او آب دهی نیست; بلکه او عشیره و بستگان خود را آب می دهد (تشنگان اهل بیت در کربلا) اشک از دیدگان زینب جاری شد؛ ولی پدر فرمود: گریه نکن تو را با او رابطه و کاری هست . . . .

عبد مناف را ماه بطحا، عبدالله (پدر پیامبر اکرم) را ماه حرم، و عباس را ماه بنی هاشم و ماه عشیره می نامیدند (1) .

از کتب تاریخی بدست می آید که در جنگ صفین حضرت ابوالفضل حضوری شجاعانه داشته او همچون بازویی برای برادرانش بود وهنگامی که آب فرات به اشغال معاویه درآمد و سپاه علی علیه السلام از آن محروم و ممنوع شد، یکبار سواران برای آزادی آب عملیاتی انجام دادند، ولی موفق نشدند، برای بار دوم امام حسین علیه السلام حمله کرد و توانست آب را آزاد کند .

برخی مورخان عقیده دارند، عباس هم در این پیروزی سهم مهمی داشت . در این موقعیت برخی به امام پیشنهاد کردند مقابله به مثل شود و به سپاه معاویه اجازه استفاده از فرات ندهند; اما بزرگواری حضرت امیر علیه السلام مانع پذیرش این پیشنهاد شد و به معاویه خبر داد بیایید از آب استفاده کنید . . . . (2)


ادامه مطلب...

نوع مطلب : دلگویه
برچسب ها : عباس، پرچمدار کربلا، دلاوری و نبرد، کربلا،
سه شنبه 22 آبان 1397 :: نویسنده : عبرات
علامه جعفری: شهادت امام حسین(ع) با عظمت ترین شهادت است که در تاریخ بشر بروز کرده است، زیرا او با شناخت همة ابعاد و امتیازات زندگی و توانایی بر برخورداری از آنها دست از زندگی شسته است. (امام حسین شهید فرهنگ پیشرو انسانیت، علامه جعفری)

آیت الله خامنه ای: در باب عاشورا آنچه که عرض می کنم ـ البته یک سطر از یک کتاب قطور است ـ این است که عاشورا یک حادثة تاریخی صرف نبود، عاشورا یک فرهنگ، یک جریان مستمر و یک سرمشق دائمی برای امت اسلام بود. حضرت ابی عبدالله(ع) با این حرکت که در زمان خود دارای توجیه عقلانی و منطقی کاملا روشن بود یک سرمشق را برای امت اسلامی نوشت و گذاشت. این سرمشق فقط شهید شدن هم نیست یک چیز مرکب پیچیده و بسیار عمیق است. سه عنصر در حرکت حضرت اباعبدالله وجود دارد: عنصر منطق و عقل، عنصر حماسه و عزت و عنصر عاطفه... (در دیدار با مبلغان حوزه های علمیه سراسر کشور در آستانة محرم)

امام خمینی(ره): روضة سیدالشهدا برای حفظ مکتب سیدالشهدا است. آن کسانی که می گویند روضة سیدالشهدا را نخوانید اصلا نمی فهمند مکتب سیدالشهدا چه بوده و نمی دانند این گریه ها و روضه ها حفظ کرده این مکتب را،... حرف سیدالشهدا حرف روز است همیشه حرف روز است... و مکتبی تا پایش سینه زن نباشد، گریه کن نباشد، تا پایش توی سر و سینه زدن نباشد حفظ نمی شود. (صحیفه نور ـ ج 8)

ایت الله جوادی آملی: خون حسین بن علی(علیهما السلام) در عاشورای 61 هجری در گوشه ای دور افتاده از سرزمین عراق یعنی کربلا هدر نرفت بلکه به ارادة پروردگار عالم همه قطرات آن به پیکرة عالم اسلام تزریق شد و همان است که هر سال طنینهل من ناصرٍ ینصرنی امام حسین را در گوش جهانیان زمزمه می کند و ملت های مسلمان و گاه غیرمسلمان را به جوش و خروش وا می دارد.

شهید مطهری: حسین بن علی(ع) یک روح بزرگ بود و یک روح مقدس بود، اساسا روح که بزرگ شد تن به زحمت می افتد، آن تنی که در زیر سم اسب ها لگدمال شد جریمة یک روح بزرگ بود، جریمة یک حماسه، جریمة حق پرستی، آن اتفاق، جریمه روح شهید بود. (حماسه حسینی، ج 1)


ادامه مطلب...

نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : عاشورا، امام، انقلاب جهانی، سیدالشهدا، کربلا،
دوشنبه 15 آبان 1396 :: نویسنده : عبرات
خدمتکاران آسمانی زائران امام حسین علیه السلام

غذای زائران در کربلا از بهشت می آید و حوائج آنان برآورده است.

حدَّثَنِی الْحُسَیْنُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ الْبَصْرِیِّ قَالَ حَدَّثَنِی أَبُو الْفَضْلِ عَنِ ابْنِ صَدَقَةَ عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) كَأَنِّی بِالْمَلَائِكَةِ وَ اللَّهِ قَدْ ازْدَحَمُوا الْمُوءْمِنِینَ عَلَى قَبْرِ الْحُسَیْنِ (علیه السلام) قَالَ قُلْتُ فَیَتَرَاءَوْنَ لَهُ قَالَ هَیْهَاتَ هَیْهَاتَ قَدْ لَزِمُوا وَ اللَّهِ الْمُوءْمِنِینَ حَتَّى إِنَّهُمْ لَیَمْسَحُونَ وُجُوهَهُمْ بِأَیْدِیهِمْ قَالَ وَ یُنْزِلُ اللَّهُ عَلَى زُوَّارِ الْحُسَیْنِ (علیه السلام) غُدْوَةً وَ عَشِیَّةً مِنْ طَعَامِ الْجَنَّةِ وَ خُدَّامُهُمُ الْمَلَائِكَةُ لَا یَسْأَلُ اللَّهَ عَبْدٌ حَاجَةً مِنْ حَوَائِجِ الدُّنْیَا وَ الآْخِرَةِ إِلَّا أَعْطَاهَا إِیَّاهُ قَالَ قُلْتُ هَذِهِ وَ اللَّهِ الْكَرَامَةُ قَالَ لِی یَا مُفَضَّلُ أَزِیدُكَ قُلْتُ نَعَمْ سَیِّدِی قَالَ كَأَنِّی بِسَرِیرٍ مِنْ نُورٍ قَدْ وُضِعَ وَ قَدْ ضُرِبَتْ عَلَیْهِ قُبَّةٌ مِنْ یَاقُوتَةٍ حَمْرَاءَ مُكَلَّلَةٍ بِالْجَوَاهِرِ وَ كَأَنِّی بِالْحُسَیْنِ (علیه السلام) جَالِسٌ عَلَى ذَلِكَ السَّرِیرِ وَ حَوْلَهُ تِسْعُونَ أَلْفَ قُبَّةٍ خَضْرَاءَ وَ كَأَنِّی بِالْمُوءْمِنِینَ یَزُورُونَهُ وَ یُسَلِّمُونَ عَلَیْهِ فَیَقُولُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُمْ أَوْلِیَائِی سَلُونِی- فَطَالَ مَا أُوذِیتُمْ وَ ذُلِّلْتُمْ وَ اضْطُهِدْتُمْ فَهَذَا یَوْمٌ لَا تَسْأَلُونِّی حَاجَةً مِنْ حَوَائِجِ الدُّنْیَا وَ الآْخِرَةِ إِلَّا قَضَیْتُهَا لَكُمْ فَیَكُونُ أَكْلُهُمْ وَ شُرْبُهُمْ فِی الْجَنَّةِ فَهَذِهِ وَ اللَّهِ الْكَرَامَةُ الَّتِی لَا انْقِضَاءَ لَهَا وَ لَا یُدْرَكُ مُنْتَهَاهَا.


از مفضّل بن عمر نقل است كه وى گفت حضرت ابو عبد اللّه علیه السّلام فرمودند: گویا مى بینم كه فرشتگان با مؤمنین بر سر قبر حضرت حسین بن على علیهما السّلام ازدحام كرده اند. راوى مى گوید: عرضه داشتم: آیا مؤمنین فرشته را مى بینند؟ حضرت فرمودند: هرگز هرگز، آنها به خدا قسم ملازم و همراه مؤمنین بودند حتّى با دست هایشان به صورت هاى آنها مسح مى كشند.  

سپس امام علیه السّلام فرمودند: خداوند منّان هر صبح و شام از طعام بهشت بر زوّار امام حسین علیه السّلام نازل مى فرماید و خدمتكاران ایشان فرشتگانند. هیچ بنده اى از بندگان خداوند حاجتى از حوائج دنیا و آخرت را از خداوند متعال در خواست نمى كنند مگر آنكه خدا به او عطاء مى فرماید. راوى مى گوید: عرض كردم: به خدا قسم این كرامت مى باشد. امام علیه السّلام به من فرمودند اى مفضّل: برایت بیشتر بگویم؟ عرض كردم: بلى سرور من.  

حضرت فرمودند: گویا مى بینم تختى از نور را كه گذارده اند و بر روى آن قبّه اى از یاقوت سرخ زده شده كه با جواهرات آن را زینت نموده اند و حضرت امام حسین علیه السّلام بر روى آن تخت نشسته اند و اطراف آن حضرت ۹۰ هزار قبه سبز زده اند و مؤمنین آن حضرت را زیارت كرده و بر آن جناب سلام مى دهند. پس خداوند متعال به ایشان مى فرماید:  اى دوستانم از من درخواست كنید و بخواهید. پس زیاد اذیّت شدید. روزى است كه حاجتى از حاجات دنیا و آخرتتان را از من در خواست نكرده مگر آن را روا مى نمایم. پس خوردن و آشامیدنشان در بهشت مى باشد. پس به خدا قسم كرامت و احسانى كه زوال نداشته و انتهاء آن را نمى توان درك كرد همین است.

منبع : کامل الزیارات، باب ۵۰، حدیث ۳




نوع مطلب : مناسبتها
برچسب ها : اربعین، زائران امام حسین علیه السلام، بهشت، کربلا،


( کل صفحات : 4 )    1   2   3   4   
هوای دل



تا آفتاب از حرکات تو می وزد از سمت سیب ، عطر صفات تو می وزد . دل می دهیم ، پنجره را باز می کنیم باران گرفته ، یا کلمات تو می وزد ؟ دل می شویم ، محض تپیدن به پای تو در خاک کوچه ای که حیات تو می وزد اینکه چقدر بوی شهادت ، چقدر صبح اینکه چقدر از نفحات تو می وزد ! امشب بهار می دمد از خون روشنت فردا بهشت از برکات تو می وزد . من ایستاده ام به تماشای زیستن جایی که موج موج فرات تو می وزد و با هر اذان به یاد همان ظهر چاک چاک گیسوی خون چکان صلات تو می وزد . کشتی شکستگان تو را بیم موج نیست ،آنجا که بادبان نجات تو می وزد
امکانات


آمار
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید ماه قبل :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو