تبلیغات
شُبیر علیه السلام - مطالب ابر کربلا
 
مقاتل
معرفی کتاب

«آینه در کربلاست» اثر دکتر محمدرضا سنگری تنها با گذشت یک سال از انتشار به چاپ هفتم رسیده است؛ این اثر روایتی کامل از واقعه عاشوراست.آینه در کربلاست از دقیقترین و جزئی پردازانه‌ترین تاریخ نوشته های عاشورا است که نویسنده در آن با استفاده از منابع دست اول و مورد وثوق علمای تاریخ شیعه، تحلیل جامعی از حادثه کربلا ارائه می‌دهد.

نظرسنجی
به نظر شما عوامل قیام امام حسین(ع) کدام موارد زیر است؟








حمایت
  • حسین(علیه السلام) گوهر جاودانه ادیان

    رود خونی كه از شهیدان كربلا بر صحرای طف جاری شد، فرات حقیقتی گشت كه جرعه نوشان عزت و آزادگی را ازهر مذهب و مسلك و هر دین و آیین به قدر تشنگی سیراب كرد....

    ادامه مطلب ...
  • عشق به سیدالشهدا

    ستمگران و حكام ‏جور و پیروان باطل، وقتى با یك فكر و ایمان و گرایش معنوى ‏نتوانند مبارزه و مقابله كنند، به مظاهر و نمودها و سمبل هاى آن تفكر و باور حمله مى‏ كنند....

    ادامه مطلب ...
  • ارتباط امام مهدى(ع) با امام حسین(ع)

    از زمان خلقت آدم ابوالبشر تاكنون همواره دو جریان حقّ و باطل به موازات هم پیش‏رفته و كره خاك هیچ‏گاه از مصاف این دو جریان خالى نبوده است. پیروان هر یك از حق‏ مداران گذشته، همواره بسترسازان حق‏گرایان آینده...

    ادامه مطلب ...
  • سرّ عدد چهل

    اعداد نه تنها در زندگی مادی که در زندگی معنوی ما نیز حائز اهمیت فراوانند ، تعدا رکعات نماز ، تعداد تسبیحات اربعه ، تعداد تسبیحات حضرت فاطمه (س) و امثال اینها نشان می دهند که زندگی معنوی جدا از اعداد نیست ...

    ادامه مطلب ...
شنبه 21 بهمن 1396 :: نویسنده : عبرات
سلیمان أعمش گوید که: در کوفه منزل داشتم و مرا در آنجا همسایه ای بود که طریق اهل بیت نداشت؛ من بعضی از اوقات با او می نشستم و مذاکره می نمودم. در شب جمعه ای به او گفتم: تو چه می گوئی در زیارت حسین علیه السّلام؟ گفت: بدعت است و هر بدعت ضلالت است. و هر ضلالت در آتش است من با نهایت خشم از نزد او برخاستم و به منزل آمدم، و با خود گفتم: چون سحر شود به نزد او می روم و از فضایل مولا أمیرالمؤمنین آنقدر برای او نقل می کنم که از شدّت حزن و غصّه چشمانش گرم شود. سحر به منزل او رفتم و در زدم، صدا از پشت در آمد که در منزل نیست و به زیارت حسین به کربلا رفته است. تعجّب نمودم و به شتاب به سمت کربلا حرکت کردم. آن شیخ را دیدم که سر به سجده گذارده، و از رکوع و سجود خستگی نداشت. بدو گفتم: تو می گفتی که زیارت حسین بدعت است و هر بدعت ضلالت و هر ضلالت در آتش است! چه شد که خود به زیارت آمدی؟!

گفت: ای مرد! مرا ملامت مکن که من از حقّانیت اهل بیت خبری نداشتم. دوش که به خواب رفتم مردی را در خواب دیدم که نه بلند بود نه کوتاه، و از نهایت حسن و بهاء نمی توانم توصیف کنم. او راه می رفت و اطراف او را هاله وار جماعتی احاطه کرده بودند. و جلوی این جماعت مردی بر اسبی سوار بود که دم اسب او چند بافت داشت، و این مرد تاجی بر سرش بود که چهار گوشه داشت، و بر هر گوشه جواهری رخشان بود که در ظلمات شب هر کدام مسافت سه روز راه را روشن می کرد. پرسیدم: آن مرد که دور او را گرفته اند کیست؟ گفتند: محمّد بن عبدالله خاتم النبیین است.


ادامه مطلب...

نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : زیارت ائمه (ع)، حکایت، زائر أباعبدالله علیه السّلام، آسمان، کربلا،
چهارشنبه 11 بهمن 1396 :: نویسنده : عبرات
در زمان امام حسین علیه السلام که یکی از تلخ ترین دوران امامت اهل بیت علیهم السلام بود، تنها گروه اندکی آن حضرت را یاری کردند. از میان یاران آن حضرت، فرزندان امام مجتبی علیه السلام نیز حضور داشتند که ذیلا به معرفی آن عزیزان می پردازیم:

فرزندان امام مجتبی علیه السلام که در کربلا حضور داشتند چهار نفر بودند: قاسم، ابوبکر، عبدالله، حسن بن حسن معروف به حسن مثنی.

1- قاسم بن الحسن
مادر قاسم بن الحسن «رمله» نام داشت، وی نوجوانی بود که هنوز به حدّ بلوغ نرسیده بود، هنگامی که برای اجازه رفتن به میدان خدمت امام حسین علیه السلام رسید، امام او را در آغوش گرفت و هر دو آنچنان گریستند که از حال رفتند. [1]

2- ابوبکر بن الحسن
او با قاسم از یک پدر و مادر بودند، مرحوم محدث قمی نوشته است: امام باقر علیه السلام فرمود: ابوبکرالحسن را مردی به نام «عقبة الغنوی» به شهادت رساند، و ابوالفرج شهادت او را قبل از شهادت قاسم نقل کرده است؛ امّا عبدی، جزری و شیخ مفید شهادت این نوجوان را بعد از شهادت حضرت قاسم نقل کرده اند. [2]

3- حسن بن حسن
چهارمین فرزند امام مجتبی علیه السلام که در حادثه کربلا حضور داشت «حسن بن حسن» معروف به حسن مثنی است، وی در روز عاشورا به میدان رفت و جنگ نمایانی کرد و سر انجام روی زمین افتاد؛ هنگامی که سپاه دشمن برای جدا کردن سرها آمدند، دیدند او هنوز زنده است و رمقی در بدن دارد، زنی به نام «اسماء» که از خویشاوندان مادری او بود وساطت کرد و او را با خود به کوفه برد و مداوا نمود تا بهبود یافت و بعد به مدینه رفت. [3]

4- عبدالله بن الحسن
عبدالله بن الحسن نیز فرزند دیگر امام مجتبی علیه السلام است که در کربلا به شهادت رسید، وی در روز عاشورا هنگامی که کوفیان امام علیه السلام را محاصره کرده بودند، خود را به امام رساند و زینب علیها السلام خواست مانع او شود؛ امّا او فریاد می زد: «به خدا قسم! از عمویم جدا نمی شوم» در این هنگام «بحربن کعب» (و برخی گفته اند: حرملة بن کاهل به امام علیه السلام حمله کرد، عبدالله به او فریاد زد: آیا می خواهی عمویم را بکشی؟

او شمشیرش را به طرف امام فرود آورد، که عبدالله دست خود را سپر کرد و دستش قطع شد. امام علیه السلام وی را در آغوش گرفت و فرمود: ای پسر برادرم! صبور باش تا به پدران خود ملحق شوی. در این هنگام حرمله تیری به او زد و او در حالی که در دامان عمو قرار داشت به شهادت رسید. [4]

پی نوشت ها:
[1] ابصارالعین، ص 36.
[2] نفس‏المهموم، ص 325.
[3] حیاة الحسین ج 3 ص 652.
[4] لهوف ص 15.
 منبع : ظهیری، علی اصغر؛ بر کرانه عصمت، نقش سیره اهل بیت «علیهم السلام» در جامعه امروز، ص: 182.




نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : فرزندان امام حسن مجتبی، کربلا، قاسم بن الحسن، حسن مثنی، عبدالله بن حسن،
همان گونه که برای ادامه زندگی تکرار نفس کشیدن، ضروری است، و اگر متوقّف شود موجب مرگ است.نام حسین علیه السّلام و ماجرای شهادت او همانند نفس کشیدن، برای حفظ حیات اسلام ناب، همواره باید تکرار شود، و اگر در این باره هزاران کتاب نوشته گردد باز اندک است.حسین علیه السّلام و ماجرای کربلای او دریایی است که به اقیانوس ابدیت پیوسته است، آن گونه که هرگز خشکی به آن راه ندارد، باید امواج حیات، همواره از این دریا، باران رحمت بگیرد، و آن باران بر صفحه روح و جان انسانها ببارد، و در نتیجه مزرعه دلها با نشاط و خرّم شده و به ثمر نشینند. اگر این باران متوقّف شود مزرعه دل می خشکد، و همچون بیابانی خشک، بدون هر گونه تحوّل و رشد و نشاط خواهد شد.

البته باید حسین شناسی در کنار اسلام شناسی و شرایط دیگر در دلها فراهم شود تا باران دریای وجود حسین علیه السّلام در باغستان دل، لاله رویاند، و گر نه از شوره زار جز خار و خس، چیز دیگری نمی روید.امام حسین علیه السّلام به جهان آمده تا همیشه بماند و چرخهای جریان طاغوت زدایی را همواره در همه جا به حرکت درآورد.او با نهضت خونینش آمده تا انوار اسلام ناب پیامبر صلی اللَّه علیه و آله و سلم و علی علیه السّلام را در دلها روشن کند، و روشن نگه دارد. حادثه غمبار کربلای او مخصوص سرزمین کربلا و ماه محرم سال 61 هجری نیست، بلکه مربوط به همه قرنها، سالها، ماهها، روز و شب ها، ساعتها، دقیقه ها، بلکه لحظه ها است. و در سراسر زمین از عصر آدم علیه السّلام تا آخر دنیا حکومت دارد، چرا که در بینش اسلام ناب، «کلّ ارض کربلا، و کلّ یوم عاشورا، هر زمینی کربلا و هر روزی عاشورا است».

از این رو امام سجّاد علیه السّلام و امامان دیگر علیهم السّلام همواره خاطره عاشورا- حتّی جزئیات آن را- تجدید می کردند، و ابراز احساسات در رابطه با مصائب جانسوز کربلا را، از عالیترین عبادات و ارزشها می دانستند.

منبع :  غم نامه کربلا، ص: 12.




نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : ثارالله، عبادت، ارززشها، کربلا، ابدیت،
جمعه 8 دی 1396 :: نویسنده : عبرات
زینب کبری می پرسد: پدر، نام و کنیه برادرم چیست؟ حضرت امیر علیه السلام می فرماید: نامش عباس، کنیه اش ابوالفضل، والقابش بسیار است: ماه بنی هاشم و سقا و . . .

زینب: پدر در نام «عباس » نشانی از شجاعت و جوانمردی و در کنیه ابوالفضل، نشانی از شهامت و تفضل و در لقب «ماه بنی هاشم » نشانی از جمال و زیبایی است; ولی لقب «سقا» چرا؟ مگر شغل برادرم آب آوردن است!

پدر: نه دخترم، کار او آب دهی نیست; بلکه او عشیره و بستگان خود را آب می دهد (تشنگان اهل بیت در کربلا) اشک از دیدگان زینب جاری شد؛ ولی پدر فرمود: گریه نکن تو را با او رابطه و کاری هست . . . .

عبد مناف را ماه بطحا، عبدالله (پدر پیامبر اکرم) را ماه حرم، و عباس را ماه بنی هاشم و ماه عشیره می نامیدند (1) .

از کتب تاریخی بدست می آید که در جنگ صفین حضرت ابوالفضل حضوری شجاعانه داشته او همچون بازویی برای برادرانش بود وهنگامی که آب فرات به اشغال معاویه درآمد و سپاه علی علیه السلام از آن محروم و ممنوع شد، یکبار سواران برای آزادی آب عملیاتی انجام دادند، ولی موفق نشدند، برای بار دوم امام حسین علیه السلام حمله کرد و توانست آب را آزاد کند .

برخی مورخان عقیده دارند، عباس هم در این پیروزی سهم مهمی داشت . در این موقعیت برخی به امام پیشنهاد کردند مقابله به مثل شود و به سپاه معاویه اجازه استفاده از فرات ندهند; اما بزرگواری حضرت امیر علیه السلام مانع پذیرش این پیشنهاد شد و به معاویه خبر داد بیایید از آب استفاده کنید . . . . (2)


ادامه مطلب...

نوع مطلب : دلگویه
برچسب ها : عباس، پرچمدار کربلا، دلاوری و نبرد، کربلا،
چهارشنبه 22 آذر 1396 :: نویسنده : عبرات
علامه جعفری: شهادت امام حسین(ع) با عظمت ترین شهادت است که در تاریخ بشر بروز کرده است، زیرا او با شناخت همة ابعاد و امتیازات زندگی و توانایی بر برخورداری از آنها دست از زندگی شسته است. (امام حسین شهید فرهنگ پیشرو انسانیت، علامه جعفری)

آیت الله خامنه ای: در باب عاشورا آنچه که عرض می کنم ـ البته یک سطر از یک کتاب قطور است ـ این است که عاشورا یک حادثة تاریخی صرف نبود، عاشورا یک فرهنگ، یک جریان مستمر و یک سرمشق دائمی برای امت اسلام بود. حضرت ابی عبدالله(ع) با این حرکت که در زمان خود دارای توجیه عقلانی و منطقی کاملا روشن بود یک سرمشق را برای امت اسلامی نوشت و گذاشت. این سرمشق فقط شهید شدن هم نیست یک چیز مرکب پیچیده و بسیار عمیق است. سه عنصر در حرکت حضرت اباعبدالله وجود دارد: عنصر منطق و عقل، عنصر حماسه و عزت و عنصر عاطفه... (در دیدار با مبلغان حوزه های علمیه سراسر کشور در آستانة محرم)

امام خمینی(ره): روضة سیدالشهدا برای حفظ مکتب سیدالشهدا است. آن کسانی که می گویند روضة سیدالشهدا را نخوانید اصلا نمی فهمند مکتب سیدالشهدا چه بوده و نمی دانند این گریه ها و روضه ها حفظ کرده این مکتب را،... حرف سیدالشهدا حرف روز است همیشه حرف روز است... و مکتبی تا پایش سینه زن نباشد، گریه کن نباشد، تا پایش توی سر و سینه زدن نباشد حفظ نمی شود. (صحیفه نور ـ ج 8)

ایت الله جوادی آملی: خون حسین بن علی(علیهما السلام) در عاشورای 61 هجری در گوشه ای دور افتاده از سرزمین عراق یعنی کربلا هدر نرفت بلکه به ارادة پروردگار عالم همه قطرات آن به پیکرة عالم اسلام تزریق شد و همان است که هر سال طنینهل من ناصرٍ ینصرنی امام حسین را در گوش جهانیان زمزمه می کند و ملت های مسلمان و گاه غیرمسلمان را به جوش و خروش وا می دارد.

شهید مطهری: حسین بن علی(ع) یک روح بزرگ بود و یک روح مقدس بود، اساسا روح که بزرگ شد تن به زحمت می افتد، آن تنی که در زیر سم اسب ها لگدمال شد جریمة یک روح بزرگ بود، جریمة یک حماسه، جریمة حق پرستی، آن اتفاق، جریمه روح شهید بود. (حماسه حسینی، ج 1)


ادامه مطلب...

نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : عاشورا، امام، انقلاب جهانی، سیدالشهدا، کربلا،
دوشنبه 15 آبان 1396 :: نویسنده : عبرات
خدمتکاران آسمانی زائران امام حسین علیه السلام

غذای زائران در کربلا از بهشت می آید و حوائج آنان برآورده است.

حدَّثَنِی الْحُسَیْنُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ الْبَصْرِیِّ قَالَ حَدَّثَنِی أَبُو الْفَضْلِ عَنِ ابْنِ صَدَقَةَ عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) كَأَنِّی بِالْمَلَائِكَةِ وَ اللَّهِ قَدْ ازْدَحَمُوا الْمُوءْمِنِینَ عَلَى قَبْرِ الْحُسَیْنِ (علیه السلام) قَالَ قُلْتُ فَیَتَرَاءَوْنَ لَهُ قَالَ هَیْهَاتَ هَیْهَاتَ قَدْ لَزِمُوا وَ اللَّهِ الْمُوءْمِنِینَ حَتَّى إِنَّهُمْ لَیَمْسَحُونَ وُجُوهَهُمْ بِأَیْدِیهِمْ قَالَ وَ یُنْزِلُ اللَّهُ عَلَى زُوَّارِ الْحُسَیْنِ (علیه السلام) غُدْوَةً وَ عَشِیَّةً مِنْ طَعَامِ الْجَنَّةِ وَ خُدَّامُهُمُ الْمَلَائِكَةُ لَا یَسْأَلُ اللَّهَ عَبْدٌ حَاجَةً مِنْ حَوَائِجِ الدُّنْیَا وَ الآْخِرَةِ إِلَّا أَعْطَاهَا إِیَّاهُ قَالَ قُلْتُ هَذِهِ وَ اللَّهِ الْكَرَامَةُ قَالَ لِی یَا مُفَضَّلُ أَزِیدُكَ قُلْتُ نَعَمْ سَیِّدِی قَالَ كَأَنِّی بِسَرِیرٍ مِنْ نُورٍ قَدْ وُضِعَ وَ قَدْ ضُرِبَتْ عَلَیْهِ قُبَّةٌ مِنْ یَاقُوتَةٍ حَمْرَاءَ مُكَلَّلَةٍ بِالْجَوَاهِرِ وَ كَأَنِّی بِالْحُسَیْنِ (علیه السلام) جَالِسٌ عَلَى ذَلِكَ السَّرِیرِ وَ حَوْلَهُ تِسْعُونَ أَلْفَ قُبَّةٍ خَضْرَاءَ وَ كَأَنِّی بِالْمُوءْمِنِینَ یَزُورُونَهُ وَ یُسَلِّمُونَ عَلَیْهِ فَیَقُولُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُمْ أَوْلِیَائِی سَلُونِی- فَطَالَ مَا أُوذِیتُمْ وَ ذُلِّلْتُمْ وَ اضْطُهِدْتُمْ فَهَذَا یَوْمٌ لَا تَسْأَلُونِّی حَاجَةً مِنْ حَوَائِجِ الدُّنْیَا وَ الآْخِرَةِ إِلَّا قَضَیْتُهَا لَكُمْ فَیَكُونُ أَكْلُهُمْ وَ شُرْبُهُمْ فِی الْجَنَّةِ فَهَذِهِ وَ اللَّهِ الْكَرَامَةُ الَّتِی لَا انْقِضَاءَ لَهَا وَ لَا یُدْرَكُ مُنْتَهَاهَا.


از مفضّل بن عمر نقل است كه وى گفت حضرت ابو عبد اللّه علیه السّلام فرمودند: گویا مى بینم كه فرشتگان با مؤمنین بر سر قبر حضرت حسین بن على علیهما السّلام ازدحام كرده اند. راوى مى گوید: عرضه داشتم: آیا مؤمنین فرشته را مى بینند؟ حضرت فرمودند: هرگز هرگز، آنها به خدا قسم ملازم و همراه مؤمنین بودند حتّى با دست هایشان به صورت هاى آنها مسح مى كشند.  

سپس امام علیه السّلام فرمودند: خداوند منّان هر صبح و شام از طعام بهشت بر زوّار امام حسین علیه السّلام نازل مى فرماید و خدمتكاران ایشان فرشتگانند. هیچ بنده اى از بندگان خداوند حاجتى از حوائج دنیا و آخرت را از خداوند متعال در خواست نمى كنند مگر آنكه خدا به او عطاء مى فرماید. راوى مى گوید: عرض كردم: به خدا قسم این كرامت مى باشد. امام علیه السّلام به من فرمودند اى مفضّل: برایت بیشتر بگویم؟ عرض كردم: بلى سرور من.  

حضرت فرمودند: گویا مى بینم تختى از نور را كه گذارده اند و بر روى آن قبّه اى از یاقوت سرخ زده شده كه با جواهرات آن را زینت نموده اند و حضرت امام حسین علیه السّلام بر روى آن تخت نشسته اند و اطراف آن حضرت ۹۰ هزار قبه سبز زده اند و مؤمنین آن حضرت را زیارت كرده و بر آن جناب سلام مى دهند. پس خداوند متعال به ایشان مى فرماید:  اى دوستانم از من درخواست كنید و بخواهید. پس زیاد اذیّت شدید. روزى است كه حاجتى از حاجات دنیا و آخرتتان را از من در خواست نكرده مگر آن را روا مى نمایم. پس خوردن و آشامیدنشان در بهشت مى باشد. پس به خدا قسم كرامت و احسانى كه زوال نداشته و انتهاء آن را نمى توان درك كرد همین است.

منبع : کامل الزیارات، باب ۵۰، حدیث ۳




نوع مطلب : مناسبتها
برچسب ها : اربعین، زائران امام حسین علیه السلام، بهشت، کربلا،
یکشنبه 14 آبان 1396 :: نویسنده : عبرات
بهَذَا الْإِسْنَادِ عَنْ صَالِحٍ عَنِ الْحَرْثِ بْنِ الْمُغِیرَةِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ إِنَّ لِلَّهِ مَلَائِكَةً مُوَكَّلِینَ بِقَبْرِ الْحُسَیْنِ (علیه السلام) فَإِذَا هَمَّ بِزِیَارَتِهِ الرَّجُلُ أَعْطَاهُمُ اللَّهُ ذُنُوبَهُ فَإِذَا خَطَا مَحَوْهَا ثُمَّ إِذَا خَطَا ضَاعَفُوا لَهُ حَسَنَاتِهِ فَمَا تَزَالُ حَسَنَاتُهُ تَضَاعَفُ حَتَّى تُوجِبَ لَهُ الْجَنَّةَ ثُمَّ اكْتَنَفُوهُ وَ قَدَّسُوهُ وَ یُنَادُونَ مَلَائِكَةَ السَّمَاءِ أَنْ قَدِّسُوا زُوَّارَ حَبِیبِ اللَّهِ فَإِذَا اغْتَسَلُوا نَادَاهُمْ مُحَمَّدٌ (صلی الله علیه و آله) یَا وَفْدَ اللَّهِ أَبْشِرُوا بِمُرَافَقَتِی فِی الْجَنَّةِ ثُمَّ نَادَاهُمْ أَمِیرُ الْمُوءْمِنِینَ ع أَنَا ضَامِنٌ لِقَضَاءِ حَوَائِجِكُمْ وَ دَفْعِ الْبَلَاءِ عَنْكُمْ فِی الدُّنْیَا وَ الآْخِرَةِ ثُمَّ الْتَقَاهُمْ [اكْتَنَفَهُمُ ]النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله) عَنْ أَیْمَانِهِمْ وَ عَنْ شَمَائِلِهِمْ حَتَّى یَنْصَرِفُوا إِلَى أَهَالِیهِمْ.

 

حضرت ابى عبد اللّه علیه السّلام فرمودند: خداوند متعال فرشتگانى دارد كه مُوكّل قبر حضرت امام حسین علیه السّلام مى باشند. هنگامى كه شخص قصد زیارت آن حضرت را مینماید حق تعالى گناهان او را در اختیار این فرشتگان قرار مى دهد و زمانى كه وى قدم برداشت فرشتگان تمام گناهانش را محو مى كنند و سپس قدم دوّم را كه برداشت حسناتش مضاعف و دو چندان مى كنند و پیوسته با قدم هائى كه برمى دارد حسناتش مضاعف مى گردد تا به حدّى مى رسد كه بهشت برایش واجب و ثابت مى گردد. سپس اطرافش را گرفته و تقدیسش میكنند و فرشتگان آسمان نداء داده و مى گویند: زوّار دوست دوست خدا را تقدیس نمائید.

و وقتى زوّار غسل كردند حضرت محمّد صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ایشان را مورد نداء قرار داده و مى فرماید: اى مسافران خدا! بشارت باد بر شما كه در بهشت با من هستید. سپس امیرالمؤمنین علیه السّلام به ایشان نداء نموده و مى فرماید: من ضامنم كه حوائج شما را بر آورده نموده و بلاء را در دنیا و آخرت از شما دفع كنم. سپس پیامبر اكرم صلّى اللّه علیه و آله و سلّم با ایشان از طرف راست و چپ ملاقات فرموده تا بالأخره به اهل خود بازگردند.

منبع : کامل الزیارات، باب ۴۹، حدیث ۳




نوع مطلب : مناسبتها
برچسب ها : ثارالله، اربعین، فرشتگان، زائر، کربلا،
شنبه 13 آبان 1396 :: نویسنده : عبرات
ثواب عظیم کسی که بسمت کربلا برای زیارت راه می افتد.

حدَّثَنِی أَبِی عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ وَ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ عَنْ صَالِحِ بْنِ عُقْبَةَ عَنْ بَشِیرٍ الدَّهَّانِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ إِنَّ الرَّجُلَ لَیَخْرُجُ إِلَى قَبْرِ الْحُسَیْنِ (علیه السلام) فَلَهُ إِذَا خَرَجَ مِنْ أَهْلِهِ بِأَوَّلِ خُطْوَةٍ مَغْفِرَةُ ذُنُوبِهِ- ثُمَّ لَمْ یَزَلْ یُقَدَّسُ بِكُلِّ خُطْوَةٍ حَتَّى یَأْتِیَهُ فَإِذَا أَتَاهُ نَاجَاهُ اللَّهُ تَعَالَى فَقَالَ عَبْدِی سَلْنِی أُعْطِكَ ادْعُنِی أُجِبْكَ اطْلُبْ مِنِّی أُعْطِكَ سَلْنِی حَاجَةً أقضیها [أَقْضِهَا لَكَ قَالَ وَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) وَ حَقٌّ عَلَى اللَّهِ أَنْ یُعْطِیَ مَا بَذَلَ.


حضرت ابى عبد اللّه علیه السّلام فرمودند: شخصى كه به زیارت قبر حضرت حسین بن على علیهما السّلام مى رود، زمانى كه از اهلش جدا شد با اولین گامى كه برمى دارد تمام گناهانش آمرزیده مى شود. سپس با هر قدمى كه برمى دارد پیوسته تقدیس و تنزیه شده تا به قبر برسد و هنگامى كه به آنجا رسید حق تعالى او را خوانده و با وى مناجات نموده و مى فرماید: بنده من! از من بخواه تا به تو اعطاء نمایم. من را بخوان اجابتت نمایم. از من طلب كن به تو بدهم. حاجتت را از من بخواه تا برایت روا سازم.راوى مى گوید امام علیه السّلام فرمودند: بر خداوند متعال حق و ثابت است آنچه را كه بذل نموده اعطاء فرماید.

منبع : کامل الزیارات، باب ۴۹، حدیث ۲




نوع مطلب : مناسبتها
برچسب ها : ثارالله، زیارت، کربلا، ثواب،
ﻃﺒﻖ ﺍﺻﻮﻝ ﻣﺬﻫﺐ تشیع، ﺟﺰ ﺍﻣﺎﻡ ﻧﻤﻲ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﻣﺘﺼﺪﻱ ﻏﺴﻞ ﻭ ﻛﻔﻦ ﻭ ﺩﻓﻦ ﺍﻣﺎﻡ ﺷﻮﺩ. ﺍﻣﺎﻡ ﺳﺠﺎﺩ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻠﺎﻡ ﺑﺮﺍﻱ ﺩﻓﻦ ﺳﻴﺪﺍﻟﺸﻬﺪﺍﺀ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻠﺎﻡ ﺑﻪ ﻛﺮﺑﻠﺎ ﺁﻣﺪﻧﺪ ﻭ ﺍﻳﻦ ﺑﺮﺍﻱ ﺍﻣﺎﻡ ﺁﺳﺎﻥ ﺍﺳﺖ ﮔﺮﭼﻪ ﺑﻪ ﻇﺎﻫﺮ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺩﺷﻤﻦ ﺍﺳﻴﺮ ﺑﺎﺷﺪ. ﺑﻌﻠﺎﻭﻩ ﺩﺭ ﺧﺼﻮﺹ ﺩﻓﻦ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﻴﻦ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻠﺎﻡ ﺑﺪﺳﺖ ﺍﻣﺎﻡ ﺳﺠﺎﺩ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻠﺎﻡ ﺭﻭﺍﻳﺎﺕ ﺯﻳﺎﺩﻱ ﻧﻘﻞ ﺷﺪﻩ است که یکی ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﻧﻘﻞ ﻣﻲ‌ﻛﻨﻴﻢ:

ﺩﺭ ﺍﺣﺘﺠﺎﺝ ﺣﻀﺮﺕ ﺭﺿﺎ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻠﺎﻡ ﺑﺮ ﻭﺍﻗﻔﻴﻪ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻋﻠﻲ ﺑﻦ ﺃﺑﻲ ﺣﻤﺰﻩ ﺑﺮ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﺍﻋﺘﺮﺍﺽ ﻛﺮﺩ ﻛﻪ ﺍﺯ ﭘﺪﺭﺍﻥ ﺷﻤﺎ ﺑﺮﺍﻱ ﻣﺎ ﺭﻭﺍﻳﺖ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻣﺘﺼﺪﻱ ﺟﻨﺎﺯﻩ ﺍﻣﺎﻡ ﺟﺰ ﺍﻣﺎﻡ ﻧﺒﺎﺷﺪ (ﭼﻮﻥ ﻓﺮﻗﻪ ﻭﺍﻗﻔﻪ ﻣﻨﻜﺮ ﺍﻣﺎﻣﺖ ﺣﻀﺮﺕ  ﺭﺿﺎ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻠﺎﻡ ﺑﻮﺩﻧﺪ، ﻭ ﺩﺭ ﻭﻗﺖ ﻭﻓﺎﺕ ﻣﻮﺳﻲ ﺑﻦ ﺟﻌﻔﺮ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻠﺎﻡ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﺩﺭ ﻣﺪﻳﻨﻪ ﺑﻮﺩﻧﺪ، ﻭ ﺟﻨﺎﺯﻩ  ﺍﻣﺎﻡ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻠﺎﻡ ﺩﺭ ﺑﻐﺪﺍﺩ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﻣﺄﻣﻮﺭﺍﻥ ﻫﺎﺭﻭﻥ ﺑﻮﺩ، ﻣﻨﻈﻮﺭﺵ ﺍﻳﻦ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﺍﮔﺮ ﺣﻀﺮﺕ ﺭﺿﺎ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻠﺎﻡ ﺍﻣﺎﻡ ﺑﻮﺩ ﺑﺎﻳﺪ ﺩﺭ ﺩﻓﻦ ﻭ ﻛﻔﻦ ﭘﺪﺭ ﺷﺮﻛﺖ ﻛﻨﺪ ﻭ ﭼﻮﻥ ﺷﺮﻛﺖ ﻧﻜﺮﺩﻩ ﺍﻣﺎﻡ ﻧﺒﺎﺷﺪ). ﺍﻣﺎﻡ ﻫﺸﺘﻢ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻠﺎﻡ ﺩﺭ ﺟﻮﺍﺑﺶ ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ:


ﻣﺮﺍ ﺧﺒﺮ ﺩﻩ، ﺣﺴﻴﻦ ﺑﻦ ﻋﻠﻲ ﻋﻠﻴﻬﻤﺎﺍﻟﺴﻠﺎﻡ ﺍﻣﺎﻡ ﺑﻮﺩ ﻳﺎ ﻧﺒﻮﺩ؟ ﮔﻔﺖ: ﺍﻣﺎﻡ ﺑﻮﺩ. ﺣﻀﺮﺕ ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ ﭼﻪ ﻛﺴﻲ ﻣﺘﺼﺪﻱ ﺩﻓﻦ ﺍﻭ ﺷﺪ؟ ﮔﻔﺖ: ﻋﻠﻲ ﺑﻦ ﺍﻟﺤﺴﻴﻦ. ﺣﻀﺮﺕ ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ: ﻋﻠﻲ ﺑﻦ ﺍﻟﺤﺴﻴﻦ ﻛﺠﺎ ﺑﻮﺩ؟ مگر ﺍﻭ ﺩﺭ ﻛﻮﻓﻪ ﻣﺤﺒﻮﺱ ﻭ ﺩﺭ ﺩﺳﺖ ﺍﺑﻦ ﺯﻳﺎﺩ ﺍﺳﻴﺮ ﺑﻮﺩ؟ ﮔﻔﺖ: ﻋﻠﻲ ﺑﻦ ﺍﻟﺤﺴﻴﻦ ﭘﻨﻬﺎﻥ ﺑﻴﺮﻭﻥ ﺭﻓﺖ ﻭ ﺁﻧﻬﺎ ﻧﺪﺍﻧﺴﺘﻨﺪ ﻭ ﺑﻪ ﻛﺮﺑﻠﺎ ﺁﻣﺪ ﻭ ﻣﺘﻮﻟﻲ ﺍﻣﻮﺭ ﺩﻓﻦ ﭘﺪﺭﺵ ﺷﺪ. ﺍﻣﺎﻡ ﺭﺿﺎ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻠﺎﻡ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ: ﺁﻧﻜﺲ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻋﻠﻲ ﺑﻦ ﺍﻟﺤﺴﻴﻦ ﻗﺪﺭﺕ ﺩﺍﺩ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻛﺮﺑﻠﺎ ﺁﻳﺪ ﻭ ﻣﺘﻮﻟﻲ ﺍﻣﺮ ﭘﺪﺭ ﺷﻮﺩ، ﺻﺎﺣﺐ ﺍﻳﻦ ﺍﻣﺮ ﺗﻮﺍﻧﺎﺋﻲ ﻣﻲ‌ﺩﻫﺪ ﻛﻪ ﺍﺯ ﻣﺪﻳﻨﻪ ﺑﻪ ﺑﻐﺪﺍﺩ ﺁﻳﺪ ﻭ ﻣﺘﺼﺪﻱ ﺩﻓﻦ ﭘﺪﺭ ﮔﺮﺩﺩ، ﺑﺎ ﺁﻧﻜﻪ نه ﺩﺭ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻧﻪ ﺍﺳﻴﺮ. ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺣﺪﻳﺚ ﻋﻠﺎﻭﻩ ﺑﺮ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﺻﺮﺍﺣﺖ ﺩﺍﺭﺩ ﻛﻪ ﺍﻣﺎﻡ ﺭﺍ ﺍﻣﺎﻡ ﺩﻓﻦ ﻣﻲ‌ﻛﻨﺪ، ﻣﻲ‌ﺭﺳﺎﻧﺪ ﻗﻀﻴﻪ ﺩﻓﻦ ﺣﻀﺮﺕ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﻴﻦ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻠﺎﻡ ﺑﺪﺳﺖ ﺍﻣﺎﻡ ﺳﺠﺎﺩ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻠﺎﻡ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺷﻬﺮﺕ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﻛﻪ ﺣﺘﻲ ﻋﻠﻲ ﺑﻦ ﺍﺑﻲ ﺣﻤﺰﻩ ﻫﻢ ﺑﺪﺍﻥ ﻣﻌﺘﺮﻑ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ.

منبع: رجال کشی ۲/۷۶۴




نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : امام سجاد علیه السلام، شهدای کربلا، ﺳﻴﺪﺍﻟﺸﻬﺪﺍﺀ، کربلا، دفن شهداء،
چهارشنبه 23 فروردین 1396 :: نویسنده : عبرات
حضرت زینب کبری، «عقیله بنی هاشم»، سوّمین فرزند امام علی علیه السلام و حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام است. وی در روز پنجم جمادی الاول سال پنجم یا ششم هجری در مدینه طیبه، دیده به جهان گشود و پیامبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله نام زینب را برای وی برگزید.1

کنیه وی ام الحسن و ام کلثوم و بیش از شصت لقب داشته که عقیلة بنی هاشم معروف ترین آنهاست.

عبادت حضرت زینب علیهاالسلام
گرچه سراسر زندگی حضرت زینب علیها السلام برای حفظ و احیای معارف اسلامی سپری شد، اما آن حضرت در عبادت به معنی خاص نیز از موقعیت برجسته ای برخوردار بود و در سخت ترین شرایط نیز به طور کامل به انجام وظایف عبادی اهتمام می ورزید.

امام سجاد علیه السلام فرمود: «عمه ام زینب در جریان حادثه کربلا، با آن همه مشکلات، حتی در شب عاشورا و شب یازدهم محرم نیز نماز شبش را ترک نکرد».2 امام حسین علیه السلام به اندازه ای به خلوص و بندگی زینب اعتقاد داشت که هنگام وداع خطاب به او فرمود: «یا اختاه لاتنسینی عند نافله اللیل؛ خواهرم مرا در نماز شب خود فراموش مکن».

آن حضرت در جای دیگری فرمود: «عمه ام زینب در طول راه کوفه و شام، همواره نماز شب را به پا می داشت و در برخی از منازل بین راه می دیدم که او از فرط خستگی و رنجوری ناشی از آزار دشمن، نمازهایش را در حال نشسته می خواند».3

بالاترین عظمت
اوج عظمت آن حضرت در جریان قیام امام حسین علیه السلام و به ویژه زمان اسارت بود. عظمت این کار بزرگ، آن وقت آشکار شد که نبرد عاشورا به پایان رسید و اهل بیت امام حسین علیه السلام اسیر شدند و با پایان یافتن جنگ مسلحانه در میدان کربلا، رسالت و مسئولیت زینب کبری علیهاالسّلام و دیگر اسیران، شروع شد. اگر قیام ارزنده حسینی همچنان در طول تاریخ برای همیشه تازه و سازنده باقی مانده است، یکی از مؤثرترین عوامل آن، وجود حضرت زینب علیهاالسلام و خطبه های آن حضرت بوده است.


ادامه مطلب...

نوع مطلب :
برچسب ها : حضرت زینب سلام‌الله، امام سجاد سلام‌الله، عقیله بنی هاشم، عبادت، کربلا،
شنبه 21 اسفند 1395 :: نویسنده : عبرات
این‏جا بقیع است ، درست با چشم‏ های سُست که از پشت پنجره ‏ها پی در پی می ‏نگری، در یک مرثیه مواج فرو می‏ریزی.دیگر نه خود را به جا می ‏آوری و نه جز اشک را می‏نگری. تا احساس بی‏قراری، طعم شور چشم‏ ها را می‏ چشد، بغض‏های بهاری خود را می ‏تکانی، عباس علیه‏ السلام را می‏ بینی که ایستاده است. عباس ایستاده است و خاک ام البنین، بوی مشک عباس و عَلَم ابوالفضل (ع) را می‏دهد.

این‏جا بقیع است، چند قدم اشک که جلوتر می‏روی، عباس را در ناگهان ‏ترین عظمت می‏بینی که چشم به بی ‏انتهاترین مفهوم گمنام، دوخته است.

آه، پنجره‏ های دیوار بقیع! آه از این بی‏قراری مجسم!

آه از این شیدایی آتش افروز! این‏جا بقیع است. هنوز آفتاب بر نتافته است که غربتی گره خورده، به گوشه بقیع را می ‏نگری که رنگ و بوی عباس را در امتداد کوچه‏ های مدینه، در بقیع می‏پراکند.

آه، بقیع! یا مرا آتش بزن، یا ناله‏ ام را به گوش ام البنین، برسان.

بقیع! نمی‏دانم چرا به قبر ام البنین که می‏رسم، عطشی شدید سراسر احساس را فرا می ‏گیرد.

ای مأوای مهربانی‏ های پر پر!

ای دغدغه غربت!

ای که نامت رعشه بر اشک‏های من می ‏اندازد! می‏ خواهم یک آسمان بغض در تو درنگ کنم و دریا دریا و باران باران و ناله ناله در تو جاری شوم.


ادامه مطلب...

نوع مطلب : مناسبتها
برچسب ها : ام البنین(س)، بقیع، عاشورا، حضرت عباس(ع)، کربلا،
امام صادق علیه السلام : «عاشورا روزی است که حسین میان یارانش کشته شد و بر زمین افتاد».

امام رضا علیه السلام : «هر کس عاشورا روز مصیبت و اندوه و گریه اش باشد، خداوند روز قیامت را روز شادی و سرورش می گرداند».

امام صادق علیه السلام : «روز شهادت امام حسین علیه السلام ، سوگناک ترین روزهاست».

امام رضا علیه السلام : «هر کس در روز عاشورا کار و کسب خود را فرو گذارد، خداوند حاجت های دنیا و آخرت او را برآورده می سازد».

پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم : «ای فاطمه! همه چشم ها در روز قیامت گریان است، جز چشمی که بر مصیبت های حسین علیه السلام بگرید».

امام حسین علیه السلام : «من کشته اشکم. هر مؤمنی که مرا یاد کند، اشکش روان می شود».

امام سجاد علیه السلام : «من پسر کسی هستم که فرشتگان آسمان بر او گریستند. من پسر کسی هستم که جنیّان در زمین و پرندگان در هوا برای او نوحه سرایی کردند».

امام رضا علیه السلام : «اگر بر حسین بگریی، چندان که اشک هایت بر گونه ات جاری شود، خداوند گناهانت را می آمرزد».

امام رضا علیه السلام : «چون ماه محرم می رسید، کسی پدرم را خندان نمی دید و چون روز عاشورا فرا می رسید، آن روز، روز سوگواری و اندوه و گریه او بود و می فرمود: در چنین روزی بود که حسین علیه السلام کشته شد».


ادامه مطلب...

نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : کربلا، امام، عاشورا، زیارت، خدا، تربت امام حسین علیه‌السلام،
کرامت علمی
مرحوم آیت اللّه‌ سیدعلی طباطبایی، از دانشمندان بزرگ شیعه، هنگام نوشتن کتاب ریاض المسائل برای نگارش احکام قبله با مشکل روبه‌ رو شد؛ زیرا با علم هیئت و نجوم آشنایی نداشت. ایشان از یک استاد علم هیئت خواست برخی از مسائل آن علم را که با مبحث قبله ارتباط داشت به او بیاموزد. آن شخص نیز بدون در نظر گرفتن شأن و احترام آن عالم بزرگ، همراه با غرور و منّت درخواست ایشان را پذیرفت. آن عالم شریف از برخورد متکبّرانه وی دلگیر شد و شب را تا صبح در حرم امام حسین علیه‌ السلام به عبادت و راز و نیاز گذراند و از خدا خواست تا به برکت وجود حضرت سیدالشهداء مطالب ضروری علم هیئت را به او افاضه کند. چنین نیز شد و ایشان بدون آنکه علم هیئت را نزد کسی بیاموزد، مباحث قبله را بدون مشکل نوشت.

الهام مرثیه
محدّث بزرگ مرحوم میرزا حسین نوری رحمت ‌الله علیه، نویسنده کتاب شریف مُستدرَک الوسائل می‌گوید که مرحوم شیخ جعفر شوشتری برای من نقل کرد: در اوایل تحصیل علوم دینی به کتاب‌های مواعظ و مصائب اهل بیت علیهم‌السلام تسلط کافی نداشتم. به همین دلیل، در ماه رمضان بر روی منبر از کتاب تفسیر صافی و در ایام محرم از یک کتاب مرثیه، استفاده می‌کردم و از روی آن می‌خواندم. شبی با خود گفتم: «تا کی من باید از روی کتاب بخوانم». در همان لحظات به خواب رفتم. در عالم رؤیا به خیمه امام حسین علیه‌ السلام وارد شدم و به آن حضرت سلام کردم. حضرت مرا نزدیک خود نشاند و به حبیب بن مظاهر فرمود: «این مهمان ماست». ما که آب نداریم از او پذیرایی کنیم. غذایی آماده ساز ونزد میهمانمان بیاور». حبیب غذایی نزد من گذاشت. از آن چند لقمه‌ ای خوردم و از خواب بیدار شدم. در آن هنگام قدرت سخنوری و اشاره به مصیبت‌های امام حسین علیه‌ السلام را بیش از گذشته در خود احساس می‌کردم و حس کردم این امور به من الهام شده است.

طول عمر در سایه توسل
آیت اللّه‌ حاج شیخ عبدالکریم حائری، موسس حوزه علمیه قم می‌گوید: هنگامی که در کربلا بودم، شبی در خواب دیدم که شخصی به من گفت: «کارهایت را انجام بده، سه روز دیگر خواهی مرد» پس از بیدار شدن گفتم، البته خواب است. شاید تعبیر نداشته باشد. روز سه‌شنبه و چهارشنبه به درس مشغول بودم و خواب از خاطرم رفت. روز پنج‌شنبه به باغ مرحوم سیدجواد رفتیم. آنجا لرز شدیدی مرا گرفت. هر چه روانداز بود روی من انداختند، ولی من در میان آتش تب می‌سوختم. گفتم: «زودتر مرا به منزل برسانید». به یاد خواب سه شب پیش افتادم و نشانه‌ های مرگ را در خود دیدم. ناگهان دو نفر بر من آشکار شدند و دو طرفم نشستند و گفتند: «اَجَل این مرد رسیده است، مشغول قبض روح او شویم». در این هنگام، با توجه عمیق قلبی به امام حسین علیه‌ السلام متوسل شدم و گفتم: «ای حسین عزیز! دستم خالی است. زاد و توشه‌ ای برای آخرت تهیه نکرده‌ ام». ناگهان شخصی نزد آن دو آمد و گفت: «سیدالشهداء فرمودند: شیخ عبدالکریم به ما توسل کرد و ما هم در پیشگاه خدا از او شفاعت کردیم که مرگش را به تأخیر اندازد».


ادامه مطلب

نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : علماء، توسل، امام حسین علیه‏ السلام، کربلا، شفاعت،


( کل صفحات : 3 )    1   2   3   
هوای دل



تا آفتاب از حرکات تو می وزد از سمت سیب ، عطر صفات تو می وزد . دل می دهیم ، پنجره را باز می کنیم باران گرفته ، یا کلمات تو می وزد ؟ دل می شویم ، محض تپیدن به پای تو در خاک کوچه ای که حیات تو می وزد اینکه چقدر بوی شهادت ، چقدر صبح اینکه چقدر از نفحات تو می وزد ! امشب بهار می دمد از خون روشنت فردا بهشت از برکات تو می وزد . من ایستاده ام به تماشای زیستن جایی که موج موج فرات تو می وزد و با هر اذان به یاد همان ظهر چاک چاک گیسوی خون چکان صلات تو می وزد . کشتی شکستگان تو را بیم موج نیست ،آنجا که بادبان نجات تو می وزد
امکانات


آمار
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید ماه قبل :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :